بلاگ

هفت ماهگی ، روایت خیانتکارانه ای از خیانت

نقد فیلم هفت ماهگی – نوشته شده در سال ۱۳۹۴

از اواسط دی ماه فیلمی به کارگردانی هاتف علیمردانی به نام “هفت ماهگی”  بر روی پرده ی نقره ای به نمایش درآمد. برای تصمیم گیری در مورد تماشای آن سری به سایت سینما تیکت زدیم، نظرات مردم که از ۸-۱۰ نظر ۱۰۰ درصد آنها از فیلم تعریف کرده بودند و فکر اینکه  “ارزش تماشا دارد” نیروی محرکه ای شد برای تماشای آن. اگر بخواهم در چند جمله تمامی آنچه از فیلم دریافتم بگویم این چنین خلاصه می شود:

“هر فرد جوانی که در فیلم ظاهر میشود و تعداد آنها به ۵-۶ نفر میرسد غیر از همسر یا شریک عاطفی خود با شخص دیگری نیز در ارتباط پنهانی است. خیانت … حرف اول و آخر فیلم است.”

خیانت یکی از جراحت های کنونی جامعه ی ماست که هرکس با هر ابزاری که در دست دارد تلاش میکند تا برای رفع آن کاری کند. با توجه به اینکه فیلم دیگر هاتف علیمردانی به نام “کوچه ی بی نام” نیز از یک رابطه که سالهاست پنهان باقی مانده روایت میکند میتوان این چنین مسائل خانوادگی را از دلمشغولی های او دانست که نشانگر آگاهی او از شرایط روز جامعه است. که در این مسیر نویسنده بیش از آنکه در اندیشه ی علت یابی، نتیجه گیری و اصلاح این معضل باشد به توصیفی بسنده کرده است و اگر پیامدی را به نمایش گذاشته، انقدر ضعیف و کم هیجان است که نمیتواند بر هیجان خیانت و درگیری های عاطفی نمایش داده شده در فیلم غلبه کند. افراد بسیاری هستند که در عالم هنر (در تمامی رشته های آن) ، سیاست، خبرگزاری و حتی روانشناسی در فکر درست کردن ابروی جامعه ی مجروح به اصطلاح چشم آن را کور میکنند!

همانطور که پیش تر گفته شد میزان پرداختن به مسئله ی خیانت به اندازه ی پرداختن به نتیجه و یا ارائه راه حل آن نبوده است و به عبارتی نیرومندی بُعد منفی داستان بیشتر است و این خود گواهی است بر نتیجه ی معکوس آنچه نویسنده نیت داشته است. در روانشناسی و در مبحث تقویت-تنبیه اصلی وجود دارد در باب فوریت که طبق آن برای تاثیرگذاری یک تشویق (برای ویژگی های آموزنده ی فیلم) یا تنبیه (نتایج زیان بار یک رفتار یا معضل) باید فوریت وجود داشته باشه که متاسفانه در اکثر فیلم های اجتماعی نکات منفی در سرتاسر فیلم صحنه های مهیج و پرداخت های بسیاری را به خود اختصاص می‌دهد و در لحظات پایانی فیلم و بعد از گذشت زمان طولانی نتایج حاصل از آن در عرض چند دقیقه نمایش داده می‌شود.

مسئله ی فراموش شده ی دیگری که در چنین پرداخت هایی به معضلات اجتماعی و انسانی وجود دارد این است که روایت های توصیفی و پیاپی یک معضل به راحتی میتواند به عادی سازی آن جریان در جامعه منجر شود. روایت مکرر خیانت در فیلم های متعدد بدون ارائه نکات اخلاقی و آموزشی اصولی، نه تنها بر اثرگذاری آن نمی افزاید که سبب عادی شدن و به نوعی درماندگی در مقابل آن میشود. (به این صورت که: تفاوتی نمیکند که تو انسان خوبی باشی یا نه! جوانی یا پیر! دوران آشنایی را میگذرانی یا سالهاست تشکیل خاانواده داده‌ای! در هر صورت هیچ چیز تضمین نمیکند که تو زندگی موفق و پویایی داشته باشی. تو قدرتی نداری! سلامت اخلاقی ات دردی از تو دوا نمیکند! و در یک کلام: درمانده باش و بپذیر که در برابر نیروی خیانت هیچ سپری وجود ندارد.) و از همه آسیب زا تر اینکه پس از مدتی افراد به این نتیجه میرسند که خیانت بسیار عادی است و هرکس این کار را میکند. به عبارت دیگر قبح این معضل در نگاه جامعه ریخته میشود. بسیار خوب بود که جامعه ی سینمایی کشور کمی زیرکانه تر و با ظرافت بیشتری واقعیات پنهان جامعه را به نمایش میگذاشتند. حقیقت عریان شده پس از چندی زشتی خود را از دست میدهد.

علاوه بر این خوراک فکری تماشاچیان را که اتفاقا از قشر جوان جامعه هستند معطوف به افکار اضطراب زایی میکند که بر اساس آن نگرانی و ترس از خیانت اطرافیان جای پویایی و انرژی عاطفی آنها را میگیرد. جامعه ی کنونی ما به اندازه ی کافی از اضطراب و بی اعتمادی رنج میبرد، فیلم سازان و سایر اقشار تاثیرگذار جامعه اگر قادر به برداشتن گامی در جهت تسکین درد روانی مردم نیستند نباید با صحه گذاشتن بر افکار وسواسی آنها (که همان بی اعتمادی است) وضع را وخیم تر کنند.

وقتی گفتگوی دو دختر جوان فیلم به روشنی حول محور سقط جنین میگذرد! آنجا که زنی برای گذراندن دوران بارداری اش به خانه ی پدری اش میرود و همسرش در نبود او تا یک قدمی خیانت میرود! آنجا که کارگر مغازه با خواهر دوستش که در آستانه ی ازدواج است روابط پنهانی دارد، دنیایی خلق می شود که صفت بارزش “بی اعتمادی” است. جامعه ای که از جامعه ی جنگلی حیوانات بی قانون تر و بی اخلاق تر است. و باران کوثری با تمام شکاکیت هایش نسبت به مردی که به زودی پدر کودکش میشود نماینده ی آینده ی تمام زنان و حتی مردانی است که بی اعتمادی به انسانیت در آنها شکل گرفته است.

 

اگر چند فیلم دیگر با چنین محتوایی تولید شود جای تعجبی ندارد که چک کردن گوشی همراه همسر، تعقیب کردن و  آمار لحظه به لحظه گرفتن از وی جزو آداب زناشویی و روابط شود!

 

اگر فیلم سازان به اهمیت داشتن مشاورانی از جامعه ی روانشناسان، جامعه شناسان و سایر متخصصان علوم انسانی علم پیدا کنند، میتوان امیدوار بود که هنر هفتم کشورمان نیز بتواند سبب پیشرفت فرهنگی شود و حرف های بیشتری برای آموزش به جامعه ی نیازمند کمک داشته باشد. وضع فعلی سینمای ما به گونه ای است که قابل مقایسه با پزشکی است که در مطب خود نشسته و به بیماران درمورد وخامت بیماریشان توضیح میدهد بدون آنکه شفابخش آنها باشند!

 

 

بازگشت به لیست

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.